وسیله ای خریدم دوتا کارگر گرفتم برای حملش.گفتن ۴۰ تومان م
وسیله ای خریدم دوتا کارگر گرفتم برای حملش.گفتن ۴۰ تومان میگیریم؛من هم چونه زدم کردمش ۳۰ تومان.
رفتیم ساختمان و توی هوای گرم مرداد ماه وسیله ها رو بردیم بالا ، اومدیم پایین و دست کردم جیبم سه تا ده تومانی دادم بهشون.
یکی از کارگرا ده تومان خودش برداشت بیست تومان داد به اون یکی.
صداش کردم گفتم مگر شریک نیستید؟! گفت چرا ولی اون عیالواره احتیاجش بیشتر از منه.
من هم برای این طبع بلندش دوباره ده تومان بهش دادم.
تشکر کرد دست کرد جیبش و دوباره پنج هزار تومان داد به اون یکی و رفتن!!!!!
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم....
رفتیم ساختمان و توی هوای گرم مرداد ماه وسیله ها رو بردیم بالا ، اومدیم پایین و دست کردم جیبم سه تا ده تومانی دادم بهشون.
یکی از کارگرا ده تومان خودش برداشت بیست تومان داد به اون یکی.
صداش کردم گفتم مگر شریک نیستید؟! گفت چرا ولی اون عیالواره احتیاجش بیشتر از منه.
من هم برای این طبع بلندش دوباره ده تومان بهش دادم.
تشکر کرد دست کرد جیبش و دوباره پنج هزار تومان داد به اون یکی و رفتن!!!!!
داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم....
- ۲.۸k
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط