ای قلم بشکن تو از این آه من,

ای قلم بشکن تو از این آه من,
یا بسوز از این غم جانکاه من,
یا برایش نامه ای از دل نویس,
یا بکش چشم مرا با اشک خیس,
ای قلم از من برایش ناله کن,
شعرهایم را برایش نامه کن,
ای قلم * ای شاهد شبهای من,
ای که هستی همدم تنهای من,
ای قلم اشکت نمی ریزد چرا ?
می برم حسرت ... به صبرت...مرحبا !!!
ای قلم آخر نمی سوزی بگو ؛
از نگارش های من آتش بجو ...
ای قلم در دست من فریاد کن ...
از غمم در هر کجا بیداد کن...
ای قلم ای شاهد این آه من...
بشکن آخر از غم جانکاه من...N
دیدگاه ها (۲)

عاشق شده ام بر تو ؛تدبیر چه فرمایی ?از راه صلاح آیم ,یا از د...

روحم خسته است

اینقدر خودت رو نگیراینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزنوقتی ...

:$$$

فیک : بین راندها

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

سناریو:مرگ پنهان/پارت آخر**نویسنده**سه ماه از مرگ ایزوکو می‌...

پارت ۴۰ جونگ‌کوک چند ثانیه حتی پلک هم نزد.ـ جین... زنده‌ست؟م...

یکم آذر ۱۳۴۷ در روستای شیخ‌حسن از توابع شهر کرج به دنیا آمد،...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

My professor Chapter:2Part:70یه زمانی از عصبانی شدنت میترسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط