پارت هفت

پارت هفت

میا: دیگه ن تنهات میزارم و ن مرخصی میگیرم
کوک: چرا؟ نکنه بخاطر منه همم
میا: اره
کوک: دیدی گفتم دوستم داری و میخوایی...
میا: اهه بسه دیگه بخاطر توعه ولی دوست ندارم خبب فقط بخاطر محافظت ازت این کارو میکنم خبب
کوک: خیل خب اینکار کن ولی من میدونم که....
میا: اههه بسه دیگه خفه شو فقط خفه شو خب (پوزش ولی هر فش یا چیز دیگه ای رو ب دل نگیرین)

کوک: باش
بعد چن دیقه دوباره حرف زد
کوک: میگم حالا میخوای چیکار کنی دکتر
میا: هفته ای ی بار مرخصیمیگیرم ولی خب میگم ی تخت دیگه هم بیارن
کوک: یعنی میخوای تو این اتاق بخوابی؟!
میا: اره (رفتو رو تخت کوک نشست)
کوک: اولین کسی هستی که ازم نمیترسی
میا: همم
میا: خبب من میرم پایین تا ب ارشد خبر بدم ولی حرفایی ک بهت زدم رو فراموش نکن
کوک: امم باید فکر کنم

ویو میا:
از اتاق رفتم بیرون ب سمت اتاق ارشد حرکت کردم.... ادامه دارد

بچها گوشیم شارژ نداره چن دیقه دیگه ادامش رو میزارم
دیدگاه ها (۴)

فیک درخواستی چیزی دارین تو این پست تو کامنتا بگین 🙂🙃🪷🍂

ادامه پارت هفت ویو میا: در زدم و وارد شدم بعداز احترام گذاشت...

پارت ششویو جونگ کوک اخییش بالاخره رفت ولی اندام خوبی داشتا ف...

اینو بزارم رو پروفایلم یا همینی ک هست بهتره؟ 🍄🪸

پارت پنج ویو میا این دیگه چ زبونی داره تاحالا ادم مثل این ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط