بهار که می شد،
بهار که می شد،
دلم به شکوفه ها خوش بود.
دستم را پر می کردم از عطر باران..
راستی باران!؟
هنوز هوای باریدنت هست؟؟
هنوز دلت برایم تنگ می شود؟
که بزنم زیر آواز و دست در دستت متر کنم زمان را؟
من که بی وقفه منتظرت هستم!
دلم به شکوفه ها خوش بود.
دستم را پر می کردم از عطر باران..
راستی باران!؟
هنوز هوای باریدنت هست؟؟
هنوز دلت برایم تنگ می شود؟
که بزنم زیر آواز و دست در دستت متر کنم زمان را؟
من که بی وقفه منتظرت هستم!
- ۵۳۰
- ۱۱ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط