:
:
السلام علیک یا قمر بنی هاشم یا باب الحوائج یا اباالفضل ...
♥
سلام بر شما، ای پسر وفادار
مُرشِدَم گفت که امروز طرب باید داشت
💕 مثل تسبیح فقط ذکر به لب باید داشت
💕 نرسی پای پیاده نفسی تا معراج
💕 رهرو راهِ خدا مرکب شب باید داشت
💕 ای که سلمان شده و در پی مِنّا شدنی
💕 بر سر سفره ات از یار رطب باید داشت
💕 سائلی بر در این خانه تفاوت دارد
💕 پیش ارباب کرم دست طلب باید داشت
💕 از مقامات ابالفضل چنین دانستم
💕 پیش از هرچه در این راه ادب باید داشت
💕 هرکه از سیره ی سقا خبری داشت پرید
💕 هرکه از راهِ ادب بال و پری داشت پرید
💕 دل من حرف به اندازه ی دنیا دارد
💕 هر چه امروز قلم حرف زند جا دارد
💕 چشم طبعم به قد و قامت سروی خورده
💕 که چنین قامت شعرم قد و بالا دارد
💕 یا الهی به ابالفضل شده مشق شبم
💕 لفظ بی صحبت از دوست چه معنا دارد
💕 بین خورشیدترین های دو عالم امشب
💕 ماهی از راه رسیده که تماشا دارد
💕 شوق بانوی کلابیّه عظیم است که حال
💕 تُحفه ای پیشکش حضرت زهرا دارد
💕 جان به قربان کسی که ز امامش حکم
💕 انّ العباس دَقّ العلم و دَقّا دارد
💕 پرورش یافته ی آل عبا عباس است
💕 عالِم غیر معلم به خدا عباس است
💕 از دلِ تو به خدا نیست دلی دریاتر
💕 از دو چشم تو ندیده ست کسی گیراتر
💕 به خدا ماهِ شب چهاردهم مُعتَرف است
💕 نیست از ماهِ بنی هاشمیان زیباتر
💕 در دلِ جنگ چنانی که همه میگویند
💕 بعد مولا نبُوَد از تو کسی مولاتر
💕 آن که گفته رفع الله به ما فهمانده
💕 نیست از رایت عباس علمی بالاتر
💕 گرچه سیراب دهد آب به تشنه ساقی
💕 آنکه لب تشنه دهد آب بُوَد سقاتر
💕 شب میلاد تو با حالِ خراب آمده ام
💕 با لب تشنه پی ِجرعه ی آب آمده ام
💕 دلِ من جز تو نبوده است گرفتار کسی
💕 نه گرفتار کسی نه پی ِدیدار کسی
💕 مرغ باغ ملکوتِ توام و ننشینم
💕 غیر دیوار تو یک لحظه به دیوار کسی
💕 جز سر کوی تو جایی خبری نیست که نیست
💕 مشتری ات نرود بر سر بازار کسی
💕 سر سال آمده و آمده ام محضر تو
💕 راه انداختن ِ من ، نبُوَد کار کسی
💕 زیر دِین احدی نیستم الّا عباس
💕 نشوم غیر تو یک لحظه بدهکار کسی
💕 دلم از بس که ندیده است تورا سنگ شده
به هوای حرم علقمه دلتنگ شده
💕 علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد
💕 یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد
💕 علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست
💕 تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد
💕 علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
💕 ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد
💕 شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
💕 گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد
💕 وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
💕 ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد
💕 روضه ی دست بریده وسط علقمه بود
💕 روضه خوان دست بدون رمق فاطمه بود
السلام علیک یا قمر بنی هاشم یا باب الحوائج یا اباالفضل ...
♥
سلام بر شما، ای پسر وفادار
مُرشِدَم گفت که امروز طرب باید داشت
💕 مثل تسبیح فقط ذکر به لب باید داشت
💕 نرسی پای پیاده نفسی تا معراج
💕 رهرو راهِ خدا مرکب شب باید داشت
💕 ای که سلمان شده و در پی مِنّا شدنی
💕 بر سر سفره ات از یار رطب باید داشت
💕 سائلی بر در این خانه تفاوت دارد
💕 پیش ارباب کرم دست طلب باید داشت
💕 از مقامات ابالفضل چنین دانستم
💕 پیش از هرچه در این راه ادب باید داشت
💕 هرکه از سیره ی سقا خبری داشت پرید
💕 هرکه از راهِ ادب بال و پری داشت پرید
💕 دل من حرف به اندازه ی دنیا دارد
💕 هر چه امروز قلم حرف زند جا دارد
💕 چشم طبعم به قد و قامت سروی خورده
💕 که چنین قامت شعرم قد و بالا دارد
💕 یا الهی به ابالفضل شده مشق شبم
💕 لفظ بی صحبت از دوست چه معنا دارد
💕 بین خورشیدترین های دو عالم امشب
💕 ماهی از راه رسیده که تماشا دارد
💕 شوق بانوی کلابیّه عظیم است که حال
💕 تُحفه ای پیشکش حضرت زهرا دارد
💕 جان به قربان کسی که ز امامش حکم
💕 انّ العباس دَقّ العلم و دَقّا دارد
💕 پرورش یافته ی آل عبا عباس است
💕 عالِم غیر معلم به خدا عباس است
💕 از دلِ تو به خدا نیست دلی دریاتر
💕 از دو چشم تو ندیده ست کسی گیراتر
💕 به خدا ماهِ شب چهاردهم مُعتَرف است
💕 نیست از ماهِ بنی هاشمیان زیباتر
💕 در دلِ جنگ چنانی که همه میگویند
💕 بعد مولا نبُوَد از تو کسی مولاتر
💕 آن که گفته رفع الله به ما فهمانده
💕 نیست از رایت عباس علمی بالاتر
💕 گرچه سیراب دهد آب به تشنه ساقی
💕 آنکه لب تشنه دهد آب بُوَد سقاتر
💕 شب میلاد تو با حالِ خراب آمده ام
💕 با لب تشنه پی ِجرعه ی آب آمده ام
💕 دلِ من جز تو نبوده است گرفتار کسی
💕 نه گرفتار کسی نه پی ِدیدار کسی
💕 مرغ باغ ملکوتِ توام و ننشینم
💕 غیر دیوار تو یک لحظه به دیوار کسی
💕 جز سر کوی تو جایی خبری نیست که نیست
💕 مشتری ات نرود بر سر بازار کسی
💕 سر سال آمده و آمده ام محضر تو
💕 راه انداختن ِ من ، نبُوَد کار کسی
💕 زیر دِین احدی نیستم الّا عباس
💕 نشوم غیر تو یک لحظه بدهکار کسی
💕 دلم از بس که ندیده است تورا سنگ شده
به هوای حرم علقمه دلتنگ شده
💕 علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد
💕 یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد
💕 علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست
💕 تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد
💕 علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
💕 ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد
💕 شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
💕 گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد
💕 وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
💕 ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد
💕 روضه ی دست بریده وسط علقمه بود
💕 روضه خوان دست بدون رمق فاطمه بود
- ۸.۲k
- ۱۲ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط