یک نفر هست

یک نفر هست
میانِ شبِ تاریکِ دلم،
که به من نزدیک است
و نفس می گیرد
از جانم؛
پایِ عشقش هستم.
و به قدرِ عطشِ موج
که از دامنِ دریا به ساحل ریزد،
من کنارش هستم.
موج بر موج
به او می رسد
این خسته یِ جان،
او
بهایِ دلِ درگیرِ مرا می داند؟
من
به رویایِ
شبِ تاریکش دل بستم!...
دیدگاه ها (۵)

سوختم از دوری ات با بی قراری ساختمبی تو عمری با غم چشم انتظا...

دیوانه شدم فکر نکن مست شرابمدائم تو نزن زخم بر این جسم کبابم...

ناز چشمت میخرم، بایدبمانے پیش مندم بہ دم عاشقترم، باید بمانے...

وقتی تو دنیای منی ، درگیر دنیا نیستمدنیا اگه ترکم کنه ، من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط