من آن قصّۀ تلخ دردآفرینم

من آن قصّۀ تلخ دردآفرینم
که دیگر نپرسند از من نشانه !

حسین منزوی
دیدگاه ها (۱۵)

استهلال...از بهر هلال عید آن مه ناگاه بر بام دوید و هر طرف ک...

بازگشت همیشه آسان نیستاما منخواب دیده ام که بر می گردیای مسا...

ساز خود را کوک کن، امشب پریشان خاطرم زخمه بر جانم بزن، تا پا...

ﺑﺎ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﺑﻨﺸﯿﻨﻢ ﺍﻣﺸﺐﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﮔﯿﺴﻮﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯾﯽ...

غیر از این ها تو بگو ناز کشیدن بلدی؟✍️حسین منزوی

اونجا که حسین منزوی میگه:دیگر به بخشی از تو قانع نیستم، آریب...

باز هم قصه عشقباز هم نام حسین...🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط