قطار میرود

قطار میرود

تو میروی

تمام ایستگاه میرود

و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام.

(قیصر امین پور)
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتن مثل بازی با الاکلنگ می مونهاونی که عاشق تره همیشه...

خار خندید و به گل گفت سلامو جوابی نشنیدخار رنجید ولی هیچ نگف...

مَن هَمینَم ツ نَه {چشمآטּ آبــﮯ} دارَم نه {کفشهآﮮ پآشنِه بُل...

"من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم"زیر...

اونجا که قیصر امین پور میگه: راستی؛در میان این همه اگرتو چقد...

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی...

،⁨این جاده می داند همسفرم دلتنگی هایم خواهد بود…کنارم ندارمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط