عشق در قلبی سنگی))

عشق در قلبی سنگی))

part:5

ویو تهیونگ

وقتی که جونگکوک گفت:
(جونگکوک):بیا سرگرمیمونو شروع کنیم.
یجورایی نمیخواستم به این دختره آسیب بزنم چون ازش خوشم اومده بود.......

ولی از یه طرف دیگه ممکن بود جونگکوک بفهمه و مثل یورا این دختر رو هم بکشه
پس فقط تصمیم گرفتم چندتا خط روی بازوش ایجاد کنم......


یه چاقوی نسبتا تیز و کوچیک برداشتم و به طرفش رفتم دیدم که داره میلرزه دلم براش سوخت اما مجبور بودم...


چاقو رو به آرومی روی بازوش کشیدم و خطوطی رو براش ایجاد کردم با هر ناله ی اون قلبم بیشتر از قبل درد میگرفت کارم که تموم شد رفتم و دوباره روی مبل نشستم....

همینجوری که روی مبل نشسته بودم دیدم سرشو پایین گرفته و مشغول گریه کردن شده ...


[روش کشتن آدمها برای کیم ها و خانواده ی جئون ها فرق داشت روش جئون ها شکنجه تا حد مرگ بود ولی بر خلاف آنها کیم ها فقط کشتن به روش ساده بود ]


ویو جونگکوک

تهیونگ خیلی زودنشست بهش شک نکردم چون از شکنجه آدما منتفر بود پس زود بیخیالش شدم و کارخودمو شروع کردم....
خواستم کارمو شروع کنم که دیدم با تخصی تمام بهم نگاه میکنه......

کمی تعجب کردم که چرا تو این موقعیت هم داخل چشمام زل زده خم شدم و متقابل تویه چشماش نگاه کردم از تویه جیبم قیچی کوچیکی رو برداشتم به اندازه ۵ سانت موهاشو کوتاه کردم...‌‌..


اما بازم ری اکشنی از خودش نشون نداد اینبار چاقو رو برداشتم و روی صورتش خراش کوچیکی ایجاد کردم لبه ی چاقو رو روی گونش قرار دادم بازم با اون چشمای مشکیش فقط بهم خیره بود.........


از آروم بودنش حرصم گرفت پس رفتم سراغ بازوش زخم های عمیقی براش گذاشتم اما برخلاف دوستش نه جیغی کشید و نه ناله ای کرد فقط روی صورتش اخم بزرگی دیده میشد.......

دیدم چیزی رو با خودش زمزمه میکنه اما حرفش برام قابل فهم نبود بهش گفتم:
(جونگکوک):میترسی بامن حرف بزنی(نیشخند)
(لارا): روانی حالم ازت بهم میخوره (جیغ)

با جیغش خیلی عصبانی شدم داد زدن اونم سر من جئون جونگکوک مردی که حتی پلیسا هم ازش میترسن حالا باید بخاطر یه دختر بچه فحش بشنوه ......

موهاشو مثل یه طناب دور دستم پیچوندم .
داخل چشماش زل زدم و گفتم:
(جونگکوک):فکر کردی حرفات برام مهمه دفعه دیگه سرم داد بزنی اون زبون درازتو کوتاه میکنم

چون خسته شدم بودم موهاشو ول کردم و رفتم نشستم روی مبل خیلی آروم به تهیونگ گفتم:
(جونگکوک):سوالارو ازشون بپرس.


باهمکاری..... https://wisgoon.com/989111_7855


ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۲۹)

بانو فالوشه...https://wisgoon.com/bts_83858

بانو فالوشه....https://wisgoon.com/rrmyrrmyy

:::پارت هفتم:::اولالا پس بالاخره پسر خوشتیپی که مامان براش غ...

#بے_صبرانـہ_منتظرتماسم من تهیونگه ...سومین شاهزاده کشور ۲۰ س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط