به سر نمی‌رسد این شعر و دردهای منی که

به سر نمی‌رسد این شعر و دردهای منی که
کلاغ آخر این قصه‌ام ، وَ لانه ندارم
#عاطفه_عبدالکریم_پور
دیدگاه ها (۵)

شروع قصہ ها اینہ یڪی بودُ یڪی هم نیستاز اول قصہ روشن بود رس...

می شمارد بی تو بودن را برایم، کاشکییا بیایی زودتر یا ساعتم ر...

اذان گریه بلند است از مناره ی چشمبه روزه دار سکوتت بگو که اف...

مانده ام خیره به راهنه مرا پای گریزنه مرا تاب نگاه! #فریدون_...

...

#نگران_نباشاین قصهسر دراز داردو این دردکه اسم‌اش را گذاشته‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط