من که از مهر تو لبریزم،جزین نتوانم

من که از مهر تو لبریزم،جزین نتوانم
غم شدم، اشک می ریزم،جزین نتوانم
دوریت سوخته ام ،آتش جانم شده است
همه تن چشم شدم تا تو ببینم،جزین نتوانم

عزیز دلم..بیا که سر راهت می ایستم..تا قدم روی چشم هایم بگزاری... چشمم کف پات..فدای زیبای هات..فدای چشمات..
دیدگاه ها (۱)

امروز را... به در شدمهر سیزده را... به در ش...

دنیام مردت چشم به در هست تا بیاییوای امان از این روزهای بد ا...

همه کسم.. تنها امید زندگیممن قربون اون چشمات بشم..من قربون ص...

تمام زندگیم..همه کسمچکار کرده ای.. خانه امان بد برق میزند.. ...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

درود قشنگای مننن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط