من و این حال پریشان چه به هم می آییم

من و این حال پریشان چه به هم می آییم

من و این بغض فراوان چه به هم می آییم

بی تو آواره ی شب گرد خیابان شده ام
من و شب های خیابان چه به هم می آییم

زیر باران بروم اشک بریزم نم نم

من و این نم نم باران چه به هم می آییم

از غمت ناله کنم، گریه کنم از دوری

من و این گوهر مژگان چه به هم می آییم

بی تو این خانه چه دلگیر چه غمگین شده است

من و این خانه ی ویران چه به هم می آییم
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۱۵)

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

با عشوه بیا در بغلــم ای گـلِ نازم تا نطفه ببندد غـزلم ای...

میخورم زخمی دگر از یار و از اغیار نهمیکنم در سینه ام پنهان و...

وقتی نگـــــــاهم میکنی آنقدر زیبـــــــــا میشوی آهسته در ...

_درخت باشم ... یک‌ گوشه ی این دنیای بزرگ افتاده باشم تنهای ت...

چند ده سال بعد شده. تنها در ساحل خلوت نوشهر قدم می زنی. با خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط