سکوت می کنم...

سکوت می کنم...
می گذارم انسان ها تا انتهای قضاوت اشتباهشان,نسبت به آنچه هستم بروند
می گذارم نیت های مرا اشتباه بگیرند
خیره نگاهشان می کنم
مگر چقدر مهم است,درست شناخته شدن در اذهان دیگران
وقتی آن ها از درونت بی خبرند...
چه فرقی می کند تو را گاندی خطاب کنند یا هیتلر...
اگر این دنیا غریبه پرور است
تو آشنا بمان
تو پایِ خوبی هایت بمان
مردم حرف می زنند
حرف باد می شود
می وزد در هوا
و تو را دورتر می کند
از تمامِ کسانی که
باور برایشان یک چهار حرفیِ نا آشناست
اگر کسی معنایِ عاشقانه هایت را نفهیمد
بر رویِ عشق خط نکش
ع
دیدگاه ها (۱)

جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست جز وصل توام هیچ تمنای دگر نی...

در پس پرده یک ظهر غریب ...من و یک خواب عجیب …!!رازها در پس ا...

امشب از بوی اقاقی سر خوشموز شراب چشم ساقی سرخوشممن خراب چشم ...

ﺷﺮﺍﺏ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ،ﺷﺮﺍﺏ ﺭﺍ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ﺗﻮ ﮔﺮﻣﯽ ﻧﻔﺴﯽ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﭼﻪ ﮐﻨ...

داستان کوتاه: گیرنده ندارد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط