تومرا یاد کنی یا نکنی
تومرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود گرنشود
حرفی نیست
اما نفسم می گیرد
درهوایی که نفس های تو نیست
در هوایی که نفس های من است ـ
زندگی هست ولی ـ
شادی نیست،
باورت گر بشود گر نشود ـ
عاشقی هست ، وفاداری نیست.
*
من ترا یاد کنم از دل و جان ـ
در هوایی ـ
که نفس های من است،
سینه ی من ای دوست ـ
پُرِ از زخم دل است،
تو فقط باور کن ـ
یاد تو ای سهراب ـ
مرهم زخم من است.
*
تو بگو ، با چه زبان ؟
با چه دلی ؟
به همه عالم و آدم گویم ـ
تو که رفتی ـ
من هنوز، عطر ترا می بویم،
من هنوز در اشعارت ـ
رد ترا می جویم.
*
تو مرا باور کن ـ
در همه حال،
از ته دل ـ
نام ترا می خوانم،
باورت گر بشود گرنشود
حرفی نیست
اما نفسم می گیرد
درهوایی که نفس های تو نیست
در هوایی که نفس های من است ـ
زندگی هست ولی ـ
شادی نیست،
باورت گر بشود گر نشود ـ
عاشقی هست ، وفاداری نیست.
*
من ترا یاد کنم از دل و جان ـ
در هوایی ـ
که نفس های من است،
سینه ی من ای دوست ـ
پُرِ از زخم دل است،
تو فقط باور کن ـ
یاد تو ای سهراب ـ
مرهم زخم من است.
*
تو بگو ، با چه زبان ؟
با چه دلی ؟
به همه عالم و آدم گویم ـ
تو که رفتی ـ
من هنوز، عطر ترا می بویم،
من هنوز در اشعارت ـ
رد ترا می جویم.
*
تو مرا باور کن ـ
در همه حال،
از ته دل ـ
نام ترا می خوانم،
- ۵.۵k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط