(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩
part ³²

ساعت نزدیکای دوازده ظهر بود که به خونه پدرش رسید
به شدت دلش برای دخترک شیطونش تنگ شده بود و میخواست هرچه زودتر ببیندش پس بدون استراحت یا عوض کردن لباساش یه راست به خونه پدرش رفته بود
کلید انداخت و وارد خونه شد که دید مادر و خواهرش رو به روی تلوزیون نشستن و به اخبار گوش میدن
صدای اخبار بعد از کنفرانس خبری جنجالی انتوان مورگان ، سیاستمدار فاسد کشوری وی در محل کارش همراه به پسر ارشدش فئودور مورگان دستگیر شد و ...
جیمین : عام سلام؟
با بلند شدن صدای جیمین هر دونفر به سمتش چرخیدن که چندثانیه بعد هیکل مچاله شده ی خواهرش توی بغلش و دستش که توسط مادرش گرفته شده بود اونو به خودش آورد
کریستینا : خوش اومدییییی داداشیییییی
مامان : خوش اومدی پسرم خسته نباشی
جیمین : خیلی ممنونم ؛ امیلی کجاست مامان؟
مامان : كل ديشب نتونست بخوابه و دور خودش توی خونه میچرخید بالاخره نزدیکای صبح توی اتاق تو خوابش برد ماهم بیدارش نکردیم
جیمین : کار خوبی کردید؛ منم میرم کمی استراحت کنم فک کنم دو روزی باشه که نخوابیدم
کریستینا : خوب بخوابی داداشی تا شام وقت دارید راحت بخوابید
لبخندی به خواهرش زد و به سمت اتاقش رفت و وارد اتاق شد.
نگاهش به سمت امیلی چرخید که یکی از پیراهنای گشاد خودشو که تا پایین رون امیلی بود پوشیده بود و درحالی که بالشتشو بغل گرفته بود خوابش برده بود ؛ با دیدن
این صحنه لبخند محوی زد و بعد عوض کردن لباساش به سمت تخت رفت و کنار امیلی دراز کشید و درحالی که نگاهش روی صورت امیلی قفل بود اجازه داد خستگی و خواب اونو به دنیای خودش بکشه
***
امیلی :
با حس نفسای گرمی روی گردنم نیمه هوشیار شده بودم دستمو به سمت گردنم بردم که توی جای نرم و خزداری فرو رفت با شوک چشمامو باز کردم که با هیبت خز دار و سیاه رنگی رو به رو شدم که به فاصله ی چندسانت ازم دراز کشیده بود و پوزشو نزدیک گردنم کرده بود ناخوداگاه گرگی که کنارم بود صدا زدم : آلفا
با صدای من سرشو بالا آورد و نگاه نقره ایش توی نگاهم قفل شد
جیمین : امگای من
-اومدی؟
جیمین : قرار نبود تنهات بزارم امگا شکلاتی من
دستمو توی خزای نرمش فرو بردم و نوازشش کردم که سرشو بیشتر به سمتم .اورد پس از این کارم خوشش میومد و ناگهان زبونشو حس کردم که روی مارکم میکشید و اینکارش باعث میشد سست بشم
-جیمین؟
جیمین : خوابیده امگا اون نزدیکت نمیشه و این عصبانیم میکنه
دیدگاه ها (۰)

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³³جیمین : خوابید...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³⁴و پشت سرش صدای...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³¹هنوز حرفش تموم...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³⁰جیمین : روی پی...

ادامه پارت 42و دست آزادشو به سمت در ماشین برد و بازش کرد و ب...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ³⁹امیلی : جیمییی...

my little mochi:part7یونگی ویو:منتظر حرف دیگه ای نموندم و رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط