ای رجعت تو نابترین لحظۀ دیدار
✍️ *«ای رجعت تو نابترین لحظۀ دیدار!»*
سرخ است افق، خون تو پاشیده بر افلاک؟
یا پرچم صبح است همین پیرهن چاک
دیدیم شبیخون زده بر شام پریشان
والصبح که جاری شده بر آن لب عطشان
ما را غم تو کشت و حیات ابدی داد
وآن مشت گره کرده که شد جرأت فریاد
لا گفتی و إلّا شدی ای قامت توحید!
ای خون تو جوشندهتر از چشمۀ خورشید!
یادیست پر از زمزمه و خاطره یادت
محبوب شهیدانی و معشوق شهادت!
ای چشمۀ بیتاب حیات ای عطش سرخ!
دل بردهای از آب حیات ای عطش سرخ!
عشاق تو دلتنگترین لشکر عالم
آواز «لثارات» برآرند دمادم
کِی تن به ستم میدهد و دست به اَعدا
نسلی که تو را دید و شنید از تو رجزها:
بیعت نکند مثل من و دست یزیدی
رفتی و چنین گفت شهیدی به شهیدی
ای خون تو جوشندهتر از چشمۀ خورشید
یورِش ببر اینک به شب خستۀ تردید
ما پا به رکابیم پدر تا برسد یار
ای رجعت تو نابترین لحظۀ دیدار*
شاعر: «آقای محمدمهدی سیار»
سرخ است افق، خون تو پاشیده بر افلاک؟
یا پرچم صبح است همین پیرهن چاک
دیدیم شبیخون زده بر شام پریشان
والصبح که جاری شده بر آن لب عطشان
ما را غم تو کشت و حیات ابدی داد
وآن مشت گره کرده که شد جرأت فریاد
لا گفتی و إلّا شدی ای قامت توحید!
ای خون تو جوشندهتر از چشمۀ خورشید!
یادیست پر از زمزمه و خاطره یادت
محبوب شهیدانی و معشوق شهادت!
ای چشمۀ بیتاب حیات ای عطش سرخ!
دل بردهای از آب حیات ای عطش سرخ!
عشاق تو دلتنگترین لشکر عالم
آواز «لثارات» برآرند دمادم
کِی تن به ستم میدهد و دست به اَعدا
نسلی که تو را دید و شنید از تو رجزها:
بیعت نکند مثل من و دست یزیدی
رفتی و چنین گفت شهیدی به شهیدی
ای خون تو جوشندهتر از چشمۀ خورشید
یورِش ببر اینک به شب خستۀ تردید
ما پا به رکابیم پدر تا برسد یار
ای رجعت تو نابترین لحظۀ دیدار*
شاعر: «آقای محمدمهدی سیار»
- ۳.۴k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط