من شكستن نميدانم ، ولي هركس ازكنارم گذشت شكســــتن را خوب

من شكستن نميدانم ، ولي هركس ازكنارم گذشت شكســــتن را خوب بلد بود...

دلم را،عهدش را،غرورم را ،كمرم را...

دلم را با نگاه سردش و كمرم را ......با رفتنـــــــــش...!!!
دیدگاه ها (۴)

پدر! می‏خواستم درباره‏ات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی؛ دیدم، علی ا...

الهی! عَلَمی كه افراشتی، نگونسار مكن، و چون در اخر عفو خو...

دست روی دلم نــگـذار ... پــــا گـــذاشـــتـی ؛ کـــافـیـسـ...

همه پلهای پشت سرم را خراب کردم... از عمد!!! راه اشتباه را...

کلافه بود؛بی‌قرار بود؛حالش خوب نبود؛می‌دونستم زندگی تحت‌فشار...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۲ (بخش اول)یک هفته از برگشتن ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط