خدایا! در این لحظات سرشار که همه چیز بوی شکفتن گرفته است،

خدایا! در این لحظات سرشار که همه چیز بوی شکفتن گرفته است، موج لطف تو، روحم را می نوازد. با اولین گام های عبورم، راهی دریچه گشوده مهربانی تو شده ام؛ مرا شبانگاهان از مسیر رسیدن شرمسار باز مگردان.

صبح، چون خونی تازه در رگ های زمین دویده است و من سرشارم از این طراوت. هوای رقیق سحرگاه در سرم پیچیده است. خدایا! در این صبح لبریز، مرا با اشراقی از نور بیامیز و چشم هایم را از خواب غلیظ فراموشی رها کن تا با دیده جان، نشانه هایت را بنگرم.
دیدگاه ها (۱)

هوای صبح را از همه سو نفس می کشم. دستی بر شاخساران بلند نیای...

روزها ،لحظه ها،دقیقه ها ،ثانیه ها دست به دست هم دادند سریع م...

صبح از دریچه زمان آغاز شده است. خورشید، بی تابانه سر از افق ...

سلام مهربانان صبحتون بخیردر هوای پاک صبح,نفس بکش و تمام سلول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط