وقتی با دخترعموش میره بیرون و حسادت میکنی
وقتی با دخترعموش میره بیرون و حسادت میکنی.
شلوارک و تیشرت لانگ در آوردم.سمت کوک برگشتم. سرش تو گوشیش بود.
لباسام و در آوردم و عوض کردم. سمتش برگشتم با دیدن چشمای مشکی براقش چشمام گرد شد. جیغی کشیدم.
همشو دید؟! ایی.
_خب حالا. زنمیا!
پشت میز آرایش نشستم و یکم کانسیلر و تینت زدم.
_اوو.دوساعت میخوای آرایش کنی؟!
برگشتم سمتش.
_مشکلی داری؟!
ابرویی بالا انداخت
_میخواد بخوابه دیگه.
با صدای زنگ خونه دستم و تند کردم .
بیوتی بلندر رو ول کردم و سمت در دویدم. درو باز کردم حجم زیادی از ادکلن وارد ریه ام شد.
_سلااام.
..
شلوارک و تیشرت لانگ در آوردم.سمت کوک برگشتم. سرش تو گوشیش بود.
لباسام و در آوردم و عوض کردم. سمتش برگشتم با دیدن چشمای مشکی براقش چشمام گرد شد. جیغی کشیدم.
همشو دید؟! ایی.
_خب حالا. زنمیا!
پشت میز آرایش نشستم و یکم کانسیلر و تینت زدم.
_اوو.دوساعت میخوای آرایش کنی؟!
برگشتم سمتش.
_مشکلی داری؟!
ابرویی بالا انداخت
_میخواد بخوابه دیگه.
با صدای زنگ خونه دستم و تند کردم .
بیوتی بلندر رو ول کردم و سمت در دویدم. درو باز کردم حجم زیادی از ادکلن وارد ریه ام شد.
_سلااام.
..
- ۸۷
- ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط