دیروز ما دوباره که جمع شده بودیم درمورد همچی گفتیم رمز ها
دیروز ما دوباره که جمع شده بودیم درمورد همچی گفتیم رمز های زیادی پیدا کردیم و بعد من خون دماغ شدم سرگیجه گرفتم و قسمتی از پیشونیم قرمز شد و فقط وسطش سفید بود همه نگران بودیم اچرا یا همون اسرای خودم 😃 تو گوگل سرچ کرد و علائم جن زدگی بود گفتم ک***نگین که شب یه خوابی دیدم بعد پارتی که گرفته بودیم و مخطط بودیم که منو ماردین تو یه خوابیم ولی ماردین منو ندید من کنار درخت بودم صدای کسی رو شنیدیم من با دو رفتم دیدم یه زن با دامن بلند سفید کنار چشمه گریه میکنه میخواستم نزدیکش بشم که به ناردین حمله کرد و من از اونجا فرار کردم
چالش : اگه اتفاقی مث اینا براتون افتاده که به راز های مرموز پی بردید حتما تو کامنتا برام بنویسید
چالش : اگه اتفاقی مث اینا براتون افتاده که به راز های مرموز پی بردید حتما تو کامنتا برام بنویسید
- ۳.۸k
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط