(Knife Dead)

(Knife Dead)
Part 69

ترمز گرفت و نگاهی به صندلی شاگرد انداخت با دیدن آن دختر که در خواب هفت پادشاه میچرخید لبخندی زد به این خواب شیرین اش دخترک چندیدن بار دهنش را تکون داد انگار عدالت های بچگیش رو فراموش نکرده بود انگار چیزی در دهانش در حال خوردن بود جونکوک از ماشین پیاده شد و سمته صندلی شاگرد رفت در را باز کرد و یک دستش را زیر زانو های دخترک برد و آن یکی رو دوره کمرش حلقه کرد زیر لبی زمزمه نمود ( آروم پسر اگه بیدار شه مردم دیگه ) به آرامی از رو صندلی بلندش کرد تا مبادا بیدار شه اما این دختر تا حدی خسته بود که فقد در حال خواب شیرین فروع رفته بود....نگاهی به کله صورت و اش انداخت سفت تر در آغوشش او را گرفت دلتنگی زهر هر آدمی هست
(نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی ) جلو در کوچیک ایستاد همام دقیقه در به آرامی باز شد یورا با چشم های تیزش نگاهی به سر تا پا جونکوک انداخت
یورا : ات چش شده ؟
جونکوک: خوابش برده شما کی هستی
یورا : دختر عموش .... بیا تو ولی‌آروم همه خوابن
جونکوک فقد سری تکون داد و وارد آن خونه شد درست بود که کوچیک و ساده بود ولی بوی خانواده توش می‌پیچید گرم و بوی غذا دست پخت یک آدم حرفه ای
یورا : بیا از این طرف
جونکوک به دنبال یورا راهی بود تا اینکه وارد اتاق ات شدن و رو تخت کوچیک و فلزی دخترک را به آرامی گذاشت زود مشغول کشیدن کفش هایش شد و پتو را روی اش کشید سمته یورا چرخید ....

با حالت تهوع بدی چشم باز کرد و با دویدن خودش را به سرویس بهداشتی رساند به محضه رسیدن بهش رو زمین نشست و هیچ شی ای نبود در معده اش تا بالا بیاره فقد با چندیدن بار سرفه زدن و تنگی نفس از روی زمین بلند شد و سمته شیر آب رفت .... دست و صورت اش را نشست چشم دوخته تو آینه آروم زمزمه کرد ( ات اگه راست باشه این بار بدبختم ...) چندین بار سری تکون داد و گفت ( نه نه الکی فکر نکن ات ) از سرويس بهداشتی بیرون رفت و سمته حمام بعد از دوش گرفتن و پوشیدن لباس خونگی اش سمته میز صبحونه رفت با دیدن یورا لبخندی زد و کنارش نشست
ات: کی اومدی دختر
دیدگاه ها (۳)

(Knife Dead)…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 70…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷیورا : دیشب تا دیر وق...

Knife Dead Part 68جونکوک زود سوار شد و کاسه نودل رو سمته دخت...

Knife Dead ادامه پارت قبل‌جونکوک عصبی‌ غرید جونکوک: شاید نه ...

بالاخره بعد از چند ساعت اجازه ی ملاقات کوتاهی رو به تهیونگ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط