پروانه نجاتی

* پروانه نجاتی

دشت تا خیمه زد آهنگ خروشیدن را 
چاه هم تجربه کرد آتش جوشیدن را

دست خورشید در آفاق رسالت چرخید 
چنگ زد گیسوی تردید پریشیدن را

و بیابان چه تبی داشت از انبوه سکوت 
تا مبارک کند این آینه پوشیدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل کرد 
تازه کرد آن خُم نو، چشمه نوشیدن را

پر شد آغوش غدیر از دم «بخٍّ بخٍّ» 
تا بکوبد هیجانات نیوشیدن را

عطر «من کنتُ...» و غوغای «علی مولاه» 
قافله قافله راند این همه کوشیدن را
دیدگاه ها (۳)

.در گفتگو با صبح مشهد صورت گرفت؛درخواست برادر قاری مشهدی: تص...

..

امام علی علیه السلام : از رسول خدا صلی الله علیه و آله ش...

خطبه غدیر ۳۷. . بخش یازدهم: بیعت گرفتن رسمی. . خداوند مکّارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط