استاد من
🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت⁶²
کوک: آره خدا ازم نگذره
و سلین رو توی همون وضع ول کرد و رفت. توی اتاقش و خوابید
فلش بک به فردا صبح ✨
ویو سلین 🤫
صبح
با سوزش شدیدی از خواب بیدار شدم
کاملا بالا تنه ام لخت بود
اتفاق های دیشب برام مرور شد
چشمام پر از اشک شده بودن
که جونکوک توی در اتاق ظاهر شد
کوک:ایششش این کارا چیه (پوز خنده)
سلین :خدا لعنتت کنه پیر سگ(گریه)
کوک:فکر کنم که دیشب پیر بودنم رو بهت نشون دادم
شایدم امشب بدترش کنم
و یه دختر خوشگل بسازیم
نظرت
چیه ؟
سلین :خفه شوو فقط
کوک:عااااا خب بیا تا یول بیدار نشده زخمات رو تمیز کنیم
ادامه دارد..
بچه ها من شاید چند روز درست و حسابی نتونم پارت بزارم
امیدوارم درک کنید
پارت⁶²
کوک: آره خدا ازم نگذره
و سلین رو توی همون وضع ول کرد و رفت. توی اتاقش و خوابید
فلش بک به فردا صبح ✨
ویو سلین 🤫
صبح
با سوزش شدیدی از خواب بیدار شدم
کاملا بالا تنه ام لخت بود
اتفاق های دیشب برام مرور شد
چشمام پر از اشک شده بودن
که جونکوک توی در اتاق ظاهر شد
کوک:ایششش این کارا چیه (پوز خنده)
سلین :خدا لعنتت کنه پیر سگ(گریه)
کوک:فکر کنم که دیشب پیر بودنم رو بهت نشون دادم
شایدم امشب بدترش کنم
و یه دختر خوشگل بسازیم
نظرت
چیه ؟
سلین :خفه شوو فقط
کوک:عااااا خب بیا تا یول بیدار نشده زخمات رو تمیز کنیم
ادامه دارد..
بچه ها من شاید چند روز درست و حسابی نتونم پارت بزارم
امیدوارم درک کنید
- ۱۰.۹k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط