رمان : در مسیر عشق
رمان : در مسیر عشق
p¹
*سلام من پارک ا/ت هستم 19 سالمه دانشجوی رشته ی تجربی هستم و دلم میخواد جراح مغز و اعصاب بشم*
* سلام من جئون جونکوک هستم 25 سالمه*
*بزگترین مافیای کل جهان هستم*
ویو ا/ت :
صبح از خواب بلند شدم باید برم دانشگاه خیلی خوشحالم چون من درس خون ترین شاگرد کلاسم بعد از اینک لباس پوشیدم رفتم پایین تا ب پدر و مادرم و برادرم سلام کنم
علامت ها : (ا/ت: +)(پدر ا/ت : پ.ت)(مادر ا/ت : م.ت)
(برادر ا/ت : ب.ت)
+ سلام به همگی صبحتون بخیر
پ.ت:صبح تو هم بخیر دخترم
م.ت:صبح توهم بخیر مامان جان بیا صبحانه
ب.ت:سلام ا/ت صبحت بخیر
**پرش زمان بعد صبحانه**
ویو ا/ت :
سریع با ماشین رسیدم دانشگاه ک یهو احساس کردم ی نفر پرید بغلم ک دیدم یوناست
علامت یونا =
= سلام عشقم چطوری
+......
****************
ادامه پارت 2
امیدورام خوشتون بیاد 🥺🦋❤
p¹
*سلام من پارک ا/ت هستم 19 سالمه دانشجوی رشته ی تجربی هستم و دلم میخواد جراح مغز و اعصاب بشم*
* سلام من جئون جونکوک هستم 25 سالمه*
*بزگترین مافیای کل جهان هستم*
ویو ا/ت :
صبح از خواب بلند شدم باید برم دانشگاه خیلی خوشحالم چون من درس خون ترین شاگرد کلاسم بعد از اینک لباس پوشیدم رفتم پایین تا ب پدر و مادرم و برادرم سلام کنم
علامت ها : (ا/ت: +)(پدر ا/ت : پ.ت)(مادر ا/ت : م.ت)
(برادر ا/ت : ب.ت)
+ سلام به همگی صبحتون بخیر
پ.ت:صبح تو هم بخیر دخترم
م.ت:صبح توهم بخیر مامان جان بیا صبحانه
ب.ت:سلام ا/ت صبحت بخیر
**پرش زمان بعد صبحانه**
ویو ا/ت :
سریع با ماشین رسیدم دانشگاه ک یهو احساس کردم ی نفر پرید بغلم ک دیدم یوناست
علامت یونا =
= سلام عشقم چطوری
+......
****************
ادامه پارت 2
امیدورام خوشتون بیاد 🥺🦋❤
- ۳۳۷
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط