می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شود
آب از تماس با عطشم شعله‌ور شود

آنگاه بی‌مضایقه‌ تر نعره می‌کشم
تا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود

آن‌قدرها سکوت تو را گوش می‌دهم
تا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود

تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست
«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»

آرامشم همیشه مرا رنج داده‌ است
شور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟

مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمی‌برد
کاشا که عشق مختصری نیشتر شود!
دیدگاه ها (۱)

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

می‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شود...

نمی‌نوشمت که تشنگی‌ام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعله‌ور شو...

مهدی اخوان ثالثموجها خوابیده اند ، آرام و رامطبل طوفان از نو...

نصرالله عسگری شاعر دورودی

از ھرچی بخوام میزارم اون نفله ھم نمیتونه ھیچ گوھی بخورہ من ب...

♨️بقائی: ارتقای امنیت تنگه هرمز مستلزم لغو کامل تحریم‌های آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط