مهمان آتش

مهمان آتش

راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده است
در پیله ابریشمش پروانه مرده است

در تُنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست
آن ماهی دلتنگ، خوشبختانه مرده است

یک عمر زیر پا لگد کردند او را
اکنون که می‌گیرند روی شانه، مرده است

گنجشکها! از شانه‌هایم برنخیزید
روزی درختی زیر این ویرانه مرده است
دیگر نخواهد شد کسی مهمان آتش
آن شمع را خاموش کن! پروانه مرده است

.....فاضل نظری
دیدگاه ها (۱)

من نمیگویم درین عالمگرم پو، تابنده، هستی بخشچون خورشید باشتا...

این شعر آدم رو کجاها که نمیبره...‌بازگرد ای خاطرات کودکیبر س...

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایمولی دل به پاییز نسپرده‌ایمچو گلدان...

من پیر فنا بدم جوانم کردیمن مرده بدم ز زندگانم کردیمی ترسیدم...

راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده استدر پـــیلـــه ابــریشمـ...

راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده استدر پیله ابریشمش پروانه ...

راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مرده استدر پیله ی ابریشمش پروا...

راحت بخواب اي شهر! آن ديوانه مرده است در پـــيلـــه ابــريشم...

راحت بخواب ای شهر ! آن دیوانه مرده استدر پیله ی ابریشمش پروا...

_________راحت بخواب ای شهر آن دیوانه مرده استدر پیله ابریشمش...

راحت بخواب ای شهر! آن دیوانه مرده استدر پیله ی ابریشمش پروان...

راحت بخواب ای شهر !!آن دیوانه مرده است ....در پیله ابریشمی پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط