کوک :آنقدر نمک نریز جوجه
کوک :آنقدر نمک نریز جوجه
آت :باشه مرد دراز
کوک :رسیدیم
آت باشه بریم
کوک :بیا اینجا شرکت منه
آت :کوکی من یعنی میتونم برم دستشویی بعد بیام شرکت تو برو بالا
کوک : چرا آها اون موضوع اوک بعدا بیا بالا
آت :ممنون «لپ کوک رو میبوشه »
کوک :برو منم میرم بابا
ویو آت :رفتم دشویی کارام رو کردم و آمدم شرکت خواستم برم بالا که یکی دستم رو کشید و زد رو صورتم
منشی :هوی دختره ی هرزه مادر جنده تو چه خری هستی که اینجایی بدو گمشو از شرکت ریسم بیرون
آت:اوووو بچه پرو جنده خوار مادته تو چه ارتباطی با جونگ کوک من داری اصلا میدونی من کیم
منشی «امد موی آت روکشید » اولین ریس کوک دومن خره برو گمشووو سومین تو چه خری هستی
آت :همون خری که قراره پارت کنه
ویو جونگ کوک
داشتم قهوه ام رو میخوردم که بادیگارد آمد
بادیگارد :رییس
کوک:هوی باد نیستی در بزنی «حالت خشن »
بادیگارد :ببخشید قربان یه دختره آمده خیلی خوشگله و تازه ولی یه جوری داره بادیگارد ها و منشی رو میزنه پشمامون ریخته
کوک :دختره دختره وای نه آتتت
بادیگارد :ببخشید آت کی هست
کوک بعدا توضیح میدم
ویو آت «دشتم بادیگارد. ها رو میزدم که یهو یه پسر دستم رو گرفت رفتیم سمت چپ
پسر۱ :دختر کوچولو تو کی هستی
پسر ۲،اره تو کی هستی
آت: کیم آت هستم خواهر کیم تهیونگ دوست جونگ کوک
پسر ۳: ببخشید خانم نمشناختیم شمارو «تعظیم میکنن »
آت ::نه عیب ندارع
پسر ۱٫۲:یعنی همون دختره است
پسر ۳:خفه شینن
ویو کوک :
رفتم پایین دیدم صورت منشی خونی شده و بادیگارد ها هم صورتشون کبوده خندم گرفت
که چجوری میتونه اینجوری کتک بزنه
منشی :ریس یه دختره جنده منو زد
بادیگارد «دختره حرومزاده
جونگ کوک :دیدم یه دستبند افتاده رفتم دیدم دست بند آت هست بلند داد زدم اون دختر کجاست
منشی :ددی تو ...
آت :باشه مرد دراز
کوک :رسیدیم
آت باشه بریم
کوک :بیا اینجا شرکت منه
آت :کوکی من یعنی میتونم برم دستشویی بعد بیام شرکت تو برو بالا
کوک : چرا آها اون موضوع اوک بعدا بیا بالا
آت :ممنون «لپ کوک رو میبوشه »
کوک :برو منم میرم بابا
ویو آت :رفتم دشویی کارام رو کردم و آمدم شرکت خواستم برم بالا که یکی دستم رو کشید و زد رو صورتم
منشی :هوی دختره ی هرزه مادر جنده تو چه خری هستی که اینجایی بدو گمشو از شرکت ریسم بیرون
آت:اوووو بچه پرو جنده خوار مادته تو چه ارتباطی با جونگ کوک من داری اصلا میدونی من کیم
منشی «امد موی آت روکشید » اولین ریس کوک دومن خره برو گمشووو سومین تو چه خری هستی
آت :همون خری که قراره پارت کنه
ویو جونگ کوک
داشتم قهوه ام رو میخوردم که بادیگارد آمد
بادیگارد :رییس
کوک:هوی باد نیستی در بزنی «حالت خشن »
بادیگارد :ببخشید قربان یه دختره آمده خیلی خوشگله و تازه ولی یه جوری داره بادیگارد ها و منشی رو میزنه پشمامون ریخته
کوک :دختره دختره وای نه آتتت
بادیگارد :ببخشید آت کی هست
کوک بعدا توضیح میدم
ویو آت «دشتم بادیگارد. ها رو میزدم که یهو یه پسر دستم رو گرفت رفتیم سمت چپ
پسر۱ :دختر کوچولو تو کی هستی
پسر ۲،اره تو کی هستی
آت: کیم آت هستم خواهر کیم تهیونگ دوست جونگ کوک
پسر ۳: ببخشید خانم نمشناختیم شمارو «تعظیم میکنن »
آت ::نه عیب ندارع
پسر ۱٫۲:یعنی همون دختره است
پسر ۳:خفه شینن
ویو کوک :
رفتم پایین دیدم صورت منشی خونی شده و بادیگارد ها هم صورتشون کبوده خندم گرفت
که چجوری میتونه اینجوری کتک بزنه
منشی :ریس یه دختره جنده منو زد
بادیگارد «دختره حرومزاده
جونگ کوک :دیدم یه دستبند افتاده رفتم دیدم دست بند آت هست بلند داد زدم اون دختر کجاست
منشی :ددی تو ...
- ۱.۲k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط