روزی حاکمی به وزیرش گفت:

روزی حاکمی به وزیرش گفت:
امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را
برایم کباب کنند و بیاورند.
وزیر دستور داد خوراک زبان آوردند.
چند روز بعد حاکم به وزیر گفت:
امروز میخواهم بدترین قسمت
گوسفند را برایم بیاوری
و وزیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند.
حاکم با تعجب گفت:
یک روز از تو بهترین خواستم
و یک روز بدترین
هر دو روز را زبان برایم آوردی چرا؟
وزیر گفت:
قربان بهترین دوست برای انسان
زبان اوست و بدترین دشمن نیز
باز هم زبان اوست...
دیدگاه ها (۱)

You can't give your life more days, but you can give your da...

فراموش نکنیم:از دشمنی تا دوستی"یک لبخند"از جدائی تا پیوند"یک...

دوتا چيز شخصيتت رو تعريف ميكنه؛ صبرت وقتی چيزی نداری!و رفتار...

🔴 خانم مهاجرانی سخنگوی دولت: مسافرت‌ها افزایش پیدا کرده، وضع...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ای کاش مهم بودم ):پارت ۳ ویو کلارا:تو اتاق نشسته بودم که صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط