کاش بر میگشتم دوباره

کاش بر میگشتم دوباره
به ایام بی سروسامانی
به شتاب ناگهانی
به غرور بی هراس آسمانی
به جوانی

یک دل خیره و مست
شاخه نور بدست
رهسپار رهی لغزنده
بادلی بازنده
پر فراز و خم و پیچ
درپی
هر چه و هیچ
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

پای برگشتم نیستقصه عمر است و پیمانه تهیستصحبت ازخستگی و درما...

ای مقدس ای نگارنده ی معنا ای تو تنهایی ِ یکتا ای تو نورانی ر...

کاش بر میگشتم دوبارهبه روزان شباببه دل سرخ و کباباز غمی پر ا...

زندگی چون آب تا از سر گذشت غرقه ِ غفلت بود ولی شد سرگذشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط