پارت خون ملکه خاص
پارت 4 خون ملکه خاص
که ی دفعه لیز خوردم داشتم میخوردم زمین که ی پسر من گرفت قلبم تند میزد نکنه داره دلم رو میبره تو همین فکر ها بود که دوتا دندون نیش هاش نمایان شد آره ی خون اشام بود داشت می اومد سمت گردنم که جیغ زدن که ی دفعه ناپدید شد و دوباره خوردم زمین یکی نیست بگه حداقل نمی نداختیم
« ویو کوک »
رفتم ببینم بوی خون مال کیه که ی دختر دیدم بنظرم خوش مزه میومد که ی دفع داشت میخورد زمین که گرفتمش حالا بهترین لحظه برای چشیدن خونش بود که جیغ زد و منم ناپدید شدم
« پایان ویو کوک »
« ویو ا.ت »
~ ا.ت حالت خوبه چرا جیغ زدی
+ هیچی ی لحظه حس کردم ی چیزی رد شد
~ آها اشکال نداره حالا برو بخواب
+ چشم
( فردا صبح )
اوف دیشب از فکر اون پسره خوابم نبرد نمی تونستم تحمل کنم پس بیدار شدم اما انگار فقط بچه های چادر ما خواب بودن پس رفتم پیش بقیه داشتن حرف میزدم که منو دیدن که رایلی پرسید
( علامت رایلی ؟ بچه ها رایلی پسره )
؟ اوه ا.ت بیدار شدی صبح بخیر خوب خوابیدی
+ آره صبح تو هم بخیر راستش خوب نخوابیدم
؟ حتما بخاطر همون چیزیه که دیشب بخاطر جیغ زدن
+ یجورایی
؟ حالا چرا جیغ زدن
+ تو رو خدا یادم نیار اوف آروم باش آروم باش ( دستش رو سرشه و نفس عمیق می کشه )
؟ اوه باشه آروم باش
+ من آروم نیستم گشنمه تا نخوردم تون ی چیز بدید من بخورم
؟ بیا بیا این میوه ها رو بخور ما رو نخور ( خنده )
+ مرسی ( خنده )
( ظهر در جنگل پیشگاه در حال پیاده روی )
~ خب این جنگل همون طور که میدونید اخیرا افسانه های جالبی راجبش هست مثل اینکه میگن اینجا باغ خون اشام هاست
+ آقا اجازه
~ بفرما ا.ت
+ نه راستش نمیشه اینجوری گفت راستش میشه گفت قبلا بوده چون هیچ اثری تا امروز ازشون نبوده
( ذهن ا.ت )
نباید کسی بفهمه وگرنه بد میشه و این اردو خراب میشه
~ اوه آره اینم میشه گفت در اصل این درست تره
+ بله راستش قابل درک تر هم هست
~ درسته
« ویو کوک »
داشتم دنبالشون میکردم که اون دختر دیشب اجازه خواست که اون مرد در حال صحبت کردن هم گفت : بفرما ا.ت پس اسمش ا.ت هست اسم جالب و قشنگیه
ا.ت داشت حرف میزد اما میگفت خون اشام ها وجود ندارن اما مگه اون که منو دیشب ندیده بود چرا اینکار رو کرد
« پایان ویو کوک »
( بعد یک ساعت پیاده روی دسته جمعی در جنگل )
~ خب بچه ها هوا داره تاریک میشه وقتش که برگردیم تا بتونیم قبل تاریک شدن هوا آتیش درست کنیم
( شب همه کنار آتیش )
~ خب بچه ها ازتون میخوام چند تا داستان جالب راجب زندگیتون بگید اول تو بگو ا.ت
+ خب راستش ی بار ....
( علامت السا ! که وسط حرف ا.ت میپره )
که ی دفعه لیز خوردم داشتم میخوردم زمین که ی پسر من گرفت قلبم تند میزد نکنه داره دلم رو میبره تو همین فکر ها بود که دوتا دندون نیش هاش نمایان شد آره ی خون اشام بود داشت می اومد سمت گردنم که جیغ زدن که ی دفعه ناپدید شد و دوباره خوردم زمین یکی نیست بگه حداقل نمی نداختیم
« ویو کوک »
رفتم ببینم بوی خون مال کیه که ی دختر دیدم بنظرم خوش مزه میومد که ی دفع داشت میخورد زمین که گرفتمش حالا بهترین لحظه برای چشیدن خونش بود که جیغ زد و منم ناپدید شدم
« پایان ویو کوک »
« ویو ا.ت »
~ ا.ت حالت خوبه چرا جیغ زدی
+ هیچی ی لحظه حس کردم ی چیزی رد شد
~ آها اشکال نداره حالا برو بخواب
+ چشم
( فردا صبح )
اوف دیشب از فکر اون پسره خوابم نبرد نمی تونستم تحمل کنم پس بیدار شدم اما انگار فقط بچه های چادر ما خواب بودن پس رفتم پیش بقیه داشتن حرف میزدم که منو دیدن که رایلی پرسید
( علامت رایلی ؟ بچه ها رایلی پسره )
؟ اوه ا.ت بیدار شدی صبح بخیر خوب خوابیدی
+ آره صبح تو هم بخیر راستش خوب نخوابیدم
؟ حتما بخاطر همون چیزیه که دیشب بخاطر جیغ زدن
+ یجورایی
؟ حالا چرا جیغ زدن
+ تو رو خدا یادم نیار اوف آروم باش آروم باش ( دستش رو سرشه و نفس عمیق می کشه )
؟ اوه باشه آروم باش
+ من آروم نیستم گشنمه تا نخوردم تون ی چیز بدید من بخورم
؟ بیا بیا این میوه ها رو بخور ما رو نخور ( خنده )
+ مرسی ( خنده )
( ظهر در جنگل پیشگاه در حال پیاده روی )
~ خب این جنگل همون طور که میدونید اخیرا افسانه های جالبی راجبش هست مثل اینکه میگن اینجا باغ خون اشام هاست
+ آقا اجازه
~ بفرما ا.ت
+ نه راستش نمیشه اینجوری گفت راستش میشه گفت قبلا بوده چون هیچ اثری تا امروز ازشون نبوده
( ذهن ا.ت )
نباید کسی بفهمه وگرنه بد میشه و این اردو خراب میشه
~ اوه آره اینم میشه گفت در اصل این درست تره
+ بله راستش قابل درک تر هم هست
~ درسته
« ویو کوک »
داشتم دنبالشون میکردم که اون دختر دیشب اجازه خواست که اون مرد در حال صحبت کردن هم گفت : بفرما ا.ت پس اسمش ا.ت هست اسم جالب و قشنگیه
ا.ت داشت حرف میزد اما میگفت خون اشام ها وجود ندارن اما مگه اون که منو دیشب ندیده بود چرا اینکار رو کرد
« پایان ویو کوک »
( بعد یک ساعت پیاده روی دسته جمعی در جنگل )
~ خب بچه ها هوا داره تاریک میشه وقتش که برگردیم تا بتونیم قبل تاریک شدن هوا آتیش درست کنیم
( شب همه کنار آتیش )
~ خب بچه ها ازتون میخوام چند تا داستان جالب راجب زندگیتون بگید اول تو بگو ا.ت
+ خب راستش ی بار ....
( علامت السا ! که وسط حرف ا.ت میپره )
- ۵.۰k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط