آدم های درست زمان اشتباه pr

آدم های درست زمان اشتباه.... pr6



ویوی ا/ت صبح با درد شدیدی از خواب بیدار شدم چشام پر از اشک شد داد زدم
+ازت متنفرررررم (داد)
شروع کردم به گریه کردن
)+ازتون متنفرم

پارچی که کنار تخت روی میز گذاشته بودم و پرت کردم سمت در شکست که دیدم اون اومد تو
ـ هییش چه مرگته سر صبحی هاا
(عصبی)
+گمشو بیرون نمی‌خوام ببینمت
ــ ههه خفه شو انگار تنبیه دیشب برات کافی نبوده

+گمشو بیرون(داد)

لیوان رو پرت کردم سمت در که دیدم رفت درم پشت سرش بست
+عوضی(گریه)

بزور بلند شدم رفتم خودمو پرت کردم تو وان آب گرم رو باز کردم بعد از ۱ ساعت اومدم بیرون موهامو خشک کردم لباسمو عوض کردم رفتم رو تخت هنوزم دلم درد میکرد دیدم در میزنن
+کیه؟
دیدم مامانش اومد تو (علامتش&)

&خوبی دخترم

+هاا آره خوبم ممنون
&عزیزم بیا پایین صبحونه بخور گرسنه آیی حتما

+با..باشه میام
مامانش رفت مامانش برعکس اون خیلی آدم مهربونیت بود منم گرسنه بود موهامو بستم و رفتم پایین
+سلام

--------------

ادامه دارد

این پارتم دلم نیومد نزارم 🤗🍓
دیدگاه ها (۶)

خوناشام مخفی (درخواستی ) تکپارتی علامت ها (از/ت +) علامت (جو...

آدم های درست زمان اشتباه ... pr5-----------------ویوی ا/ت ات...

HIDDEN LOVEPart10بورام:رفتم دیدم که بله پریود شدم درد خیلی ب...

دیدار دوباره پارت ³ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط