یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم

یک قدم برداشتم دور از تو سرگردان شدم
آنقدر باریدم و باریدم و باران شدم

با نسیمی که گذشت از لای موهای سرت
دور خود چرخیدم و چرخیدم و طوفان شدم

بی سر و سامانی امروز این دل را نبین
من همان کوهم که دور از تو چنین لرزان شدم

رفتنت حتی خدا را بُرد از دنیای من
کوه ایمان بودم و از قصد بی ایمان شدم

ای پرستو! آسمان را مال خود کردی و من
عاقبت سایه نشین گوشه‌ی زندان شدم

تاب سرما را ندارم ناجوانمردی بس است
رفتی و بعد از تو من آواره‌ی دنیا... شدم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

پاییز بر ما سرمای پر تکرار داردآبان مبارک بر آغوشی که یار دا...

"آمدی جانم به قربانت ولی" چند لحظه پیشیک نفر آمد که خیلی از ...

وقتی که صبح بیدار میشی ولی دلت نمی‌خواد آب به دست و صورتت بز...

ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری؟آدرسش را بدهم دست گلم را ببر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط