یکی از دوستام تعریف میکرد که :تو خونه ابگوشت داشتیم

یکی از دوستام تعریف میکرد که :تو خونه ابگوشت داشتیم
بچه هام سر استخون دعواشون شد
خانمم از تو اشپز خونه داد زد
مگه شماها سگید سر استخون دعوا میکنید
صد بار گفتم استخونا مال باباتونه!

اصلا عاشقشم از بس هوامو داره!
دیدگاه ها (۲)

استاد دانشگاه داشت برگه یکی از شاگرداشو تصیح میکرددید نوشته ...

یه دوست میگفت : گوشیمو توی خونه گم کردم، با گوشی پدرخانمم شم...

دیشب دیر اومدم خونه..بابام گفت کجا بودی آواره بدبخت؟؟گفتم خو...

از عجایب زن ها؛...وقتی عصبانی میشن۶ساعت به سرعت نور حرف میزن...

سناریو واکاسا پارت ۴(فکر کنم)

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی(بله اینجا هم نارنگی وجود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط