به کربلا دل زارم دوباره ویلان شد
به کربلا دلِ زارَم دوباره وِیْلان شد
اسیرِ گریه و ناله،دوباره نالان شد
به کربلایی که حتّٰی یک قطره از آبش
نشد نصیبِ حسین تا که قیمت جان شد
چه پُر بلا شده ای ای زمین وانَفسا
ولی زِ خونِ حسین خاک تو گلستان شد
صدای ناله زینب صدای پای خدا
صدای ناله مادر که قاتِل جان شد
نخورده آبی و لب تشنه جان به کف داده
میانِ گُودیِ مَقتل، عید قربان شد
سَرَم فدای سَرِ شاهِ بی کفن باشد
که عالَمی زِ غمش زار و سینه سوزان شد
کِشد زبانه غَمِ من زِ عمّه سادات
که شد اسیر و روانه به شامِ ویران شد
اسیرِ گریه و ناله،دوباره نالان شد
به کربلایی که حتّٰی یک قطره از آبش
نشد نصیبِ حسین تا که قیمت جان شد
چه پُر بلا شده ای ای زمین وانَفسا
ولی زِ خونِ حسین خاک تو گلستان شد
صدای ناله زینب صدای پای خدا
صدای ناله مادر که قاتِل جان شد
نخورده آبی و لب تشنه جان به کف داده
میانِ گُودیِ مَقتل، عید قربان شد
سَرَم فدای سَرِ شاهِ بی کفن باشد
که عالَمی زِ غمش زار و سینه سوزان شد
کِشد زبانه غَمِ من زِ عمّه سادات
که شد اسیر و روانه به شامِ ویران شد
- ۴۸۸
- ۰۹ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط