همه می گویند پاییز فصل غم و اندوه است

همه می گویند پاییز فصل غم و اندوه است
زمان رفتن یارو ندیدن معشوق است
اما من به تو گویم هیچ زمانی در این اقلیم
نیست به روشنی و زیبایی در این تقویم
من به پاییز سرشارم از حس عشق و شکوفه شدن
نیستم آنکه باشد چو برگی در پی افتادن
در دلم سریز می‌شود افشاندن
در وجودم پر می شود آن دم ایستادن
خیالم می رود سوی آسودن
همه جان و تن می شود در پی بالیدن
نیست در قاموس من بر افتادن و بریدن
که جان می شود جمله پوئیدن و بودن


‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍
دیدگاه ها (۲)

ٺو مثلِ دلبرےهاے پاییـز مےمانے♥️آدم نمیداند نگاهٺ ڪند یا ڪو...

قلب من به این امید می تپد که تو هستیتویی وجود دارد که من میت...

بخند، تا عادت کنی به خندیدن... دنیا آنقدر هم که فکر میکنی جد...

دیگر اهمیت نمی‌دهم; به هرکس که به من ضربه‌ای زده یا ناامیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط