ببخخششییدد و اینم بگم که فک کنماین آخرین فیکم باشه

ببخخششییدد و اینم بگم... که (فک کنم)این آخرین فیکم باشه💔
ببخشید عکسش بی کیفیت شد...
-باهم حرف میزنیم فعلا کلاس ا/ت شروع شده...
+ × بش...
(پرش زمانی به بعد از مدرسه)
ا/ت ویو:ته و اعضا همه باهم رفتن بیرون که به کارای شغلشون (مافیاییشون) برسن پس منم تو خونه تنها بودم دیگ... داشتم کتاب میخوندم که... :
دوباره ا/ت ویو🗿: یه صداهای تلق تولوق و باز و بسته شدن در از پایین اومد.... تهیونگم گفته بود شب میاد... پس این کی بود؟ آروم رفتم پایین و دیدم یه مرده جلوم وایساده..تا اومدم به خودم بیام یه دستمال گرفت جلوی دهنم و..... سیاهی..... )
مرده{بعدا میفهمید کیه} ویو: ا/ت رو با خودم بردم به عمارت متروک... من باهاش کلی کار داشتم... بردمش عمارت و به صندلی بستمش.... بعدم به صورتش آب زدم تا زودتر بیدار شه... خودمم رفتم بیرون از اتاق تا بیدار شه)
راوی : وقتی ا/ت به هوش اومد...
ا/ت ویو : روی یه صندلی بسته شده بودم و توی یه اتاق تاریک که تنها منبع نورش پنجره بود بودم.... بعد از پن دیقه اینا یه مرده اومد داخل... خیلی شبیه ته بود ولی سنش به 40 اینا میخورد... یهو گفت... ::)

مرده: به به... خانوم کیم ا/ت (لبخند موزیانه)
+ ت... تو منو از کجا میشناسی...؟؟
مرده : مگه میشه دخترم رو نشناسم؟
+ دخترت.؟ توووووو جکسونییی (شوک)
(علامت جکسون رو یادم نمیاد پس الان اسمشو میزارم😐)

جکسون : منو میشناسی که... ای بابا
+ مگه میشه یه خائن عوضی مث تورو نشناسم؟
جکسون: دهنتو ببند... من مث اون ادمای مهربونی که دیدی نیستما
+ نبایدم مث اونا باشی... چون اونا مث تو انقد لاشی و عوضی نیستن...



ادامه شو زود براتون مینویسم:)


فعلا حمایت کنید
دیدگاه ها (۵)

دراکو مالفوی :)توی هری پاتره... :) اگه هری پاتر رو ندیدی... ...

کدومشو داشتی؟! :)من:همشونو😂🗿

ای خوداااا😂

قول میدم فردا براتون پارت بعد رو بزارم... وقتی فیک تموم شد د...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

P²زمان همه چیز را تغییر می‌دهد داخل خونه(اتاق کوک)ویو ا/توقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط