{ویو بینا}="اقیانوس"لقبی که کوک بخاطره چشمام بهم داده بود

{ویو بینا}="اقیانوس"لقبی که کوک بخاطره چشمام بهم داده بود
+"نخیر ادم مگه بلای جونشو یادش میره توهم بیا بغلم"
_"میدونستی ادم خیلی.... خوبی هستی"
سر این حرفت خندم گرفته ریز خندیدم:
+"اره من ادم عالیم"
-"اره مشخصه"
مامان بابامون که داشتم بخاطره کل کل کردن منو جونگ کوک ریز میخنیدن بابام گفت:
بابام: "باشه بسه بیاید شام سرد میشه"
+"باشه بابا امدیم"...........
ادامه دارد......



لچه ها میدونم کمه ولی خدایی خیلی خوابم میاد الان دقیقا ساعت 9:56دقیق صبح هست و من تا الان بیدار بودم بقیش بعدا بای
دیدگاه ها (۳)

{ویو بینا}=رفتیم سر میز نشستیم بعد از شام رفتیم رو مبل نشست...

{ویوکوک}=کردم من عاشق بینا شدم چطوری عاشقش نشم وقتی با اون چ...

{ویو بینا}=قطره های بارا بر پنجره ی اتاقم برخورد میکرد من رو...

ارباب خشن من ۳

ویو آت :با جونگ کوک آمدیم بیرون و سوار ماشین شدیم و رفتیم خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط