روی بنما و وجود خودم از یاد ببر

«روی بنما و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه ی گو باد ببر
ما کـه دادیم دل و دیده بـه توفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
سینه گو شعله ي آتشکده ي پارس بکش
دیده گو آب رخ دجله ي بغداد ببر»
دیدگاه ها (۰)

آقاترین سکوت مرا غرق نور کنمارا قرین منت و لطف حضور کنوقتی گ...

سود بانک ها از وام ودیعه مسکن!!

جنگیدن با زندگیهر از چندگاهی، دختری به پدرش اعتراض می‌کرد که...

وقتی که او مردوقتی که مرد، حتی یک نفر هم توی محل ما ناراحت ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط