چگونه گرمای وجودت رافراموش کنم

چگونه گرمای وجودت رافراموش کنم
وقتی هرثانیه ام باتو سپری میشود
لحظات زندگیم پرشده از عطر وجودت
کسی که تورا ازیاد ببرد دل ندارد
چون تو با هرکس باشی
تمام دلش را از آن خود میکنی
دلش را به تاراج میبری
دیگر این دل اختیار از کف داده
ومدام نامت را زیر لب زمزمه میکند
تو دلم راشش دانگ بنامت زدی
ومن بیچاره دیگر دست خودم نیست
پس دلی دوستت دارم تاابد...
دیدگاه ها (۲)

تو نه دوری ،نه نزدیکنه زمستانی، نه بهارنه گرمی، نه سردتو لبر...

به خود پناهم دهکه در پناهِ تو آوازِ رازها جاری‌ستو در کنار ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط