شـــاعـرِ وابسـتـگی هــا می نـویســـد گـاه گـاهی
شـــاعـرِ وابسـتـگی هــا می نـویســـد گـاه گـاهی
نامــه هــایی را برایت خواه خـواهی یا نخـواهی
می نویسم تا که دستم شــاهــدِ هــر لحظه باشـد
خط به خط حرفی که دارد دردِ بی درمـان و آهی
راست گفتی بی تــو من آهی نـدارم در بســـاطـم
گیج و سرگردان و مبهم مانده ام در یک دو راهی
مـــرگ میــریــزد نگاهـــت در نگاهـــم تا بمیــــرم
خوب میـدانم که آخــر جــانِ من از من بکــــاهی
خـانه ای متـــروکه هستــم با غبـــاری در دلی پُر؛
از نبـــودن هــای بی تــو در مسیــری تا تبــــاهی
شاعری باشی که شعرت مزه ی تلخ شکستَ ست؛
میـــروی تا انتهــــایَش خواه خواهی یا نخـواهی
نامــه هــایی را برایت خواه خـواهی یا نخـواهی
می نویسم تا که دستم شــاهــدِ هــر لحظه باشـد
خط به خط حرفی که دارد دردِ بی درمـان و آهی
راست گفتی بی تــو من آهی نـدارم در بســـاطـم
گیج و سرگردان و مبهم مانده ام در یک دو راهی
مـــرگ میــریــزد نگاهـــت در نگاهـــم تا بمیــــرم
خوب میـدانم که آخــر جــانِ من از من بکــــاهی
خـانه ای متـــروکه هستــم با غبـــاری در دلی پُر؛
از نبـــودن هــای بی تــو در مسیــری تا تبــــاهی
شاعری باشی که شعرت مزه ی تلخ شکستَ ست؛
میـــروی تا انتهــــایَش خواه خواهی یا نخـواهی
- ۱.۰k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط