از دنیای بدون "تو" می ترسم !

از دنیای بدون "تو" می ترسم !
مثل ماهی
که کابوس تُنگِ بی آب می بیند
هر شب
نبودنت را خواب می بینم !
خواب می بینم
می روی
بی خداحافظی
بی گریه
بی آغوش
بدون حتی نگاه پشت سر !
خواب می بینم
چمدانت را به دست خیابان می دهی
چترت را به دست باران
تمام ِخاطره ها را به دست باد
و خودت سوار بر صاعقه ای
ناپدید می شوی ... !

بیدار که می شوم
نسیمی پنجره را گشوده است
و آهسته آهسته
وحشت این کابوس را
از خیالِ اتاق جارو می کند !
کورمال کورمال
در تاریکی این تنهایی
دنبال نشانه های بودنت می گردم
هرچند کوچک و ناچیز
چیزی مثل ِ
همین که هنوز هم ، نفس می کشم ...
دیدگاه ها (۲)

در کنار دلبرم ارامشی امد به دلباز اغوشش مرا مست و خرابم می ک...

زندگی آهسته تر من خسته امکوله بار پاره ام را بسته امزخم پایم...

در حیرتم!!!!!حیرت نه از اینکه چرا همیشه آزارم داده ای....که ...

دوست داشتندرد استنه دردی که از پای بیفکنددوست داشتنزخم استزخ...

همخونه اجباری.. پارت 105."ویو جئون جونگ کوک"پنجشنبه...ساعت ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط