اینقد گریه کردم و خودمو زدم به در و دیوار و رگ دستمو با ت

اینقد گریه کردم و خودمو زدم به در و دیوار و رگ دستمو با تیغ زدم بابام بلاخره قبول کرد



کولر و راه بندازیم
دیدگاه ها (۳۸)

آقا الان بهم پیغام دادن تا اطلاع ثانوی ممنوع الخروج از منزل...

هر وقت از شهر خسته میشم میرم به ده.........تو هم هر وقت خسته...

از فواید ماه رمضان و روزه داری اینکه با تحمل گرسنگی حال فقرا...

مردی پس از طلاق گرفتن از همسر خود با او تماس گرفت !و گفت: خا...

نام وصل شدددددددددددد2 ساعته دلم فش میدم و یه گوشه کز کردمیه...

#part_2#پایان_خوش_داستان_منبا صدای در زدن از خواب بیدار شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط