یـڪے نوشـت یڪے خـونـد

یـڪے نوشـت یڪے خـونـد

بـازم نوشت بـازم خـونـد


آخرش اونےڪہ نوشت مُرد

اما اونے ڪہ میخوند مـوند


حالا من مینویسم تو بخون

مَن میمیرم تـو بِـمون

#عاشقانه #خاص
#عشقولانه

•°°••°💔💔°••°°•
دیدگاه ها (۰)

بیا بی تو، من از این زندگی سیرم🥺نمیدونی دارم این گوشه میمیرم...

یه بسته بادکنک کوچولو برای پسرم خریده بودم، ولی همشو قایم کر...

۳پارتی سینا ساعی وقتی

سناریو مایکی {جنگل چشمات} + مگه یادت رفته تو اتاق بهت چی گفت...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.6کانگ وو:لطفا ترکم...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

My lovely neighbor part : 65

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

I fell for my doctor- part 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط