انسان که باشی ،

انسان که باشی ،
عاقبت یک جایی ، یک وقتی
به قول شازده کوچولو
دلت "اهلیِ یک نفر" می شود !
و دلت ،برای نوازش هایش تنگ می شود ؛
حتی برای نوازش نکردنش !
تو می مانی و دلتنگی ها ،
تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تند تر می تپد...
سراسیمه می شوی ،
بی دست و پا می شوی ،
دلتنگ می شوی ،
دلواپس می شوی ،
دلبسته می شوی ؛
و می فهمی ،
نمی شود "انسان" بود و "عاشق" نبود...
دیدگاه ها (۱)

یــکی بــرای هــر نـــفــــس حــــوایـی داردودیگـــری هـــوا...

بدرقه اش کن ...شاید با دیگری خوش تر باشد ...مگر ...خوشحالیش ...

پر از تــــــوامبه تهیدستی ام نگاه نکنمگو هیچ نداریببین….“تـ...

کمی دیـــــر متولـــــد شدمو تـــــو . . .سهـــــم دیگـــری ...

دختره کیوت و کوچیک ناگهانی پاس لیز خورد و افتاد درون آن آب س...

جونگکوک لبخند بی‌حالی روی لب هایش نشست و پلک روی هم گذاشت نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط