#novel_vampire
#novel_vampire
ات ...
ته چرا جواب نمیدی
ات ما الان باید پیش بقیه بچه باشیم امروز قرار بود امتحان بگیرن تا همه نباشن شروع نمیکنن الان ما یک ساعتها داریم کلکل میکنیم
ته باشه الان راه میوفتیم ولی فک نکن همیشه میتونی در بری
ات بله اینو خودمم میدونم
ته از رو ات بلند میشه به دست خودش نگاه میکنه میبینه که دستش خونیه
به ات دقت میکنه میفهمه زخمش دوباره باز شده و الان داره خیلی درد میکشه
ته ما نمیریم من امتحان رو کنسل میکنم
ات چرا
ته میره جلو میشینه و ماشین رو روشن میکنه ات خواست که بنشینه که زخمش به حدی درد میگیره که اولش اون درد رو داشت حتی بیشتر از اولش
ات ای هه
ته حالا دلیل نرفتن مون به اونجا رو فهمیدی
ات دس .. ته گل خو ... دته
داشت خیلی شدید خون میاومد
ته بیمارستان میرسن ات رو خواست برداره که ات که دید ات بیهوش شده نبضش رو گرفت دید داره آروم تر میزنه
سریع برش داشت برد داخل بیمارستان
پرش به سمت بقیه بچه های دانشگاه
یونا اوف چقدر استاد یونگ غر میزنه
کای وای سرم رفت
فلیکس یعنی چی باید یک ماه اینجا بمونیم با خانواده هامون هم سریع هماهنگ کردن میدونی چقدر زیاده•
یونا وای پس بگو چرا سویو نیومده بود سرما خوردگی بهانه بود ایش
یونگ خوب همه هستند
کای نه استاد هنوز دو نفر نرسیدن
یونگ باشه خوب اون کسانی که هستند هر سه نفر یه چادر مسافرتی و دوتا تا پتو بردارید و همین اطراف چادر بزنید
یونا سریع رفت یه چادر مسافرتی بزرگ برداشت کای و فلیکس هم سریع پتو ها رو برداشتن
یونا خوب این ها رو چیکار کنیم
کای بزار رو سر من
یونا فک کردی خیلی با نمکی منظور کجا بندازیم
فلیکس کنار اون درخت صنوبر خوبه
یونا آره بریم
چادر مسافرتی رو پهن کردن
یونا خوب چون زیرمون سفته یکی از پتو هاروچادر مسافرتی رو پهن کردن
یونا خوب چون زیرمون سفته یکی از پتو هارو بزاریم اون یکی دیگرو هم برای رومون
کای اوکی
فلیکس یه حصیر هم ندادن
یونا حصیر پیش کش یه به ما نگفتن که لباس برداریم با اینها که نمیشه یک ماه موند آدم کپک میزنه
کای اره واقعا چی فکر کردن
فلیکس بجای غر زدن بیار کمک پتو رو پهن کنیم
¹⁰ مین بعد
یونا اوف چرا ات نیومد
کای ته هم همینطور
فلیکس نزدیک دو ساعته که نیومدن
کای ⁴⁵ مین طول کشید برسیم یک ساعت نیم استاد حرف زد نیم ساعت هم داشتیم این هارو درست میکردیم
یونا الان میان
فلیکس دارن صدامون میکنن دوباره باید بریم
یونا اوف باز این استاد یونگ میخواد ور ور کنه
کای سر درد گرفتم
پرش به بیمارستان
دکتر باید تا ده روز استراحت مطلق داشته باشه وگرنه دیگه کاری از دست منم برنمیاد
ته باشه ممنون
دکتر میدونید دیگه غذای چرب و سنگین براش مثل سم میمونه و اینکه نباید از لحاظ روحی ناراحت شده یا جوش بزنه بزنه
ته بله
دکتر اینم دارو هاش سر ساعت بهش بدید
ته ممنون دستتون دردنکنه
دکتر خواهش میکنم ( رفت )
ته ات فکر نمیکردم که آنقدر بد میشه حالت از اون موقع ای که چاقو خوردی هم بدتر شده
ات هه مهم نی...ست از بچه ها چه.... خبر
ادامه دارد....
ات ...
ته چرا جواب نمیدی
ات ما الان باید پیش بقیه بچه باشیم امروز قرار بود امتحان بگیرن تا همه نباشن شروع نمیکنن الان ما یک ساعتها داریم کلکل میکنیم
ته باشه الان راه میوفتیم ولی فک نکن همیشه میتونی در بری
ات بله اینو خودمم میدونم
ته از رو ات بلند میشه به دست خودش نگاه میکنه میبینه که دستش خونیه
به ات دقت میکنه میفهمه زخمش دوباره باز شده و الان داره خیلی درد میکشه
ته ما نمیریم من امتحان رو کنسل میکنم
ات چرا
ته میره جلو میشینه و ماشین رو روشن میکنه ات خواست که بنشینه که زخمش به حدی درد میگیره که اولش اون درد رو داشت حتی بیشتر از اولش
ات ای هه
ته حالا دلیل نرفتن مون به اونجا رو فهمیدی
ات دس .. ته گل خو ... دته
داشت خیلی شدید خون میاومد
ته بیمارستان میرسن ات رو خواست برداره که ات که دید ات بیهوش شده نبضش رو گرفت دید داره آروم تر میزنه
سریع برش داشت برد داخل بیمارستان
پرش به سمت بقیه بچه های دانشگاه
یونا اوف چقدر استاد یونگ غر میزنه
کای وای سرم رفت
فلیکس یعنی چی باید یک ماه اینجا بمونیم با خانواده هامون هم سریع هماهنگ کردن میدونی چقدر زیاده•
یونا وای پس بگو چرا سویو نیومده بود سرما خوردگی بهانه بود ایش
یونگ خوب همه هستند
کای نه استاد هنوز دو نفر نرسیدن
یونگ باشه خوب اون کسانی که هستند هر سه نفر یه چادر مسافرتی و دوتا تا پتو بردارید و همین اطراف چادر بزنید
یونا سریع رفت یه چادر مسافرتی بزرگ برداشت کای و فلیکس هم سریع پتو ها رو برداشتن
یونا خوب این ها رو چیکار کنیم
کای بزار رو سر من
یونا فک کردی خیلی با نمکی منظور کجا بندازیم
فلیکس کنار اون درخت صنوبر خوبه
یونا آره بریم
چادر مسافرتی رو پهن کردن
یونا خوب چون زیرمون سفته یکی از پتو هاروچادر مسافرتی رو پهن کردن
یونا خوب چون زیرمون سفته یکی از پتو هارو بزاریم اون یکی دیگرو هم برای رومون
کای اوکی
فلیکس یه حصیر هم ندادن
یونا حصیر پیش کش یه به ما نگفتن که لباس برداریم با اینها که نمیشه یک ماه موند آدم کپک میزنه
کای اره واقعا چی فکر کردن
فلیکس بجای غر زدن بیار کمک پتو رو پهن کنیم
¹⁰ مین بعد
یونا اوف چرا ات نیومد
کای ته هم همینطور
فلیکس نزدیک دو ساعته که نیومدن
کای ⁴⁵ مین طول کشید برسیم یک ساعت نیم استاد حرف زد نیم ساعت هم داشتیم این هارو درست میکردیم
یونا الان میان
فلیکس دارن صدامون میکنن دوباره باید بریم
یونا اوف باز این استاد یونگ میخواد ور ور کنه
کای سر درد گرفتم
پرش به بیمارستان
دکتر باید تا ده روز استراحت مطلق داشته باشه وگرنه دیگه کاری از دست منم برنمیاد
ته باشه ممنون
دکتر میدونید دیگه غذای چرب و سنگین براش مثل سم میمونه و اینکه نباید از لحاظ روحی ناراحت شده یا جوش بزنه بزنه
ته بله
دکتر اینم دارو هاش سر ساعت بهش بدید
ته ممنون دستتون دردنکنه
دکتر خواهش میکنم ( رفت )
ته ات فکر نمیکردم که آنقدر بد میشه حالت از اون موقع ای که چاقو خوردی هم بدتر شده
ات هه مهم نی...ست از بچه ها چه.... خبر
ادامه دارد....
- ۷۹
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط