تکپارت

تکپارت
#درخواستی
.
علامت ا.ت"
علامت تهی*


ویو ا.ت

صبح با صدا الارم گوشیم پاشدم رفتم حموم یه لباس مشکی پوشیدم (مزارم)
بعد رفتم پایین سر میز صبحانه همه بودن کوک جیهوپ شوگا جین نامی
و...و تهیونگ من چن وقتیه ازش خوشم میاد ولی اون رییسمه نمی تونم بهش بگم

*ا.ت ا.ت ا.تتتتت
"بله بلع چی شده
*تو فکری
"اها اره داشتم به شب فکر می کردم
*بشین دیگه

ویو شب
پاشدم رفتم حموم یه لباس مشکی خفن پوشیدم لپ تابم رو با وسایلی که برای مامورییت درست کرده بودمم برداشتم رفتم پایین
"همه بییاین
*چی شده
"اینا وسایل مخفیه این ساعت توش ضبط صوت و ردیاب داره
این کارت بمبیه یه کرته که که از دستت پرت می کنی و بعد بوم و اسلحه ها که خودتون بلدین
*ا.ت تو کی وقت کردی اینارو بخری
"من نخریدم درست کردم
*واقعا
"دروغ دارم
و از بغل تهی رد شد
*وای واقعا اون دختر معرکس
کوک:باشه بابا فهمیدیم عاشقشی
*ایشششش

بریم
همه رفتن سوار موتوراشون شدن
ا.تم رف
*اون مگه موتور سواری بلده
جیهوپ:فک کنم خیلی چیزا راجبش....
جیهوپ اومد حرف بزنه که ا.ت با تمام سرعت رف که یهو تهیونگم رف
اونا موتوراشون بغل هم قرار گرفتن که ا.ت تکچرخ زد و سریع رف

ویو تهی
اون اون معرکس خدایااااا

رسیدیم ا.ت هم اومد
*مگه تو هکر تیستی
"من به غیر از عک کردن خیلی چیزا بلدم داوش
*پس چرا بهم نگفتی
"بگم که چیکار کنی
*اگه ازت تست بگیرم می تونی تک تیرنداز یا دست راست من باشی
اما ترجیح میدم هکر باشم
*چرا
"چون اگه من لو برم تو ام میری

یعنی الان ا.ت به فکر منه
"بریم دیگه
*اوک با شماره من ...‌
که یهو دیدم ا.ت رفت
وای خدایااا چقد تو کراشی
"هویی ریییس شما کجاس
&اون ... اوننن .. طرر .فف
ویو ا.ت
رفتم داخل که یهو ریسه شلیک کرد و من جا خالی دادم اصلحمو انداختم زمین و رفتم نبرد تن به تن انقدر زدمش که بی هوش شد
"تهیونگ بیا
*چی شده....‌‌ که یهو رییسرو دید
*تو اینو زدی
"اره
*واقعا
"اره دیگه حالا ببریمش
*اره

ویو عمارت
*ا.ت میشه یچیزی بت بگم
تهیونگ مواضب باش

ویو ادمین
اون رییس باند مافیا هه اصلحه ی روی میز رو برداشت و می خواست به تهیونگ بزنه که ا.ت پرید وسط ا.ت می خواست بیوفته که تهیونگ گرفتش
*ا.تتتت ا.تت ا.ت بیدار شو کوکککککک
)کوک دکتره بانده
کوک بله چیشده ا.ت ا.ت بلندش کن
بیارش اتاق من
تهیونگ ا.ت رو بلند کرد و برد اتاق کوک
ا.ت چشماش باز بودو فقط نفس نفس میزد
"کوک...گلو.‌.له رو....درارر
کوک:اخه خیلی درد داره
"بهت گفتم درار ((داد))
ا.ت سریع نصف لباسش رو جر داد و لای دهنش گذاشت
کوک اون مو چینه چیه حالا کرد تو زخم ا.ت ا.ت ناله میکرد که تو پارچه دفن می شد تهیونگ که دست ا.ت رو گرفته بود و بغض کرده بود
اما تهیونگ داشن با اله های ا.ت تحریک می شد اما جلو خودشو گرف .
کوک گلوله رو .. بقیه تو کامنت
دیدگاه ها (۲)

تولدت مبارکگیلی گیلی

سناریو وقتی برای اینکه شمیر بهتون نزنن میپری و با دست نگهش م...

تک پارتی #درخواستیا.ت به دختر ساده تو باند تهیونگه هکره تهی...

Part 6

۳ عاشق پارت ۵ ویو ا/ت رفتم تو سالن دیدم یکیشون داره صبحونه آ...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط