دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند.اما هي

دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محكوم كردند.اما هيچ كس فكر نكرد كه شايد من يك گل كاشته باشم.
دیدگاه ها (۲)

از دو عالم دردت ای دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر تو کس ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

دوست دارم عاشقت باشم؛ نمی خواهی مرا🌸پس چرا با غم تماشا می کن...

🌸تا داشته ام 💫فقط تو را داشته ام   🌸با نام تو، 💫قد و قامت اف...

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردانارها را ...

و اتفاق وجود مرا کنار درخت.

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

همین که چشم گشودم رفته بودی تا سر همین کوچه رفته بودم تا کمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط