لواشک محلی را که دیدم طاقت نیاوردم وخریدم امادلم نیومد تن

لواشک محلی را که دیدم طاقت نیاوردم وخریدم امادلم نیومد تنهایی بخورم نامزدمم باخانواده مسافرت رفته بودن این بود که یه تیکه ازش کندم و بقیشوقایم کردم
مسافرت طولانی شد وسوسه امانم نمیداد
هربار که میرفتم سروقتش یه تیکه ازش جدامیکردم
تااینکه مسافربرگشت و چیزی از لواشک نمونده بود
این حکایت دختروپسرهای است که به هم دل میدهند
هرباریه تیکه از لواشک محبتشونو میکنند که وقتی اصل کاری اومد چیزی نداریم که بهش بدیم
لواشک زندگیتونو صرف همه نکنید منتظرباشید اصل کار زندگیتون بیاد اونوقت مزه خود لواشک بیشتر میشه.
دیدگاه ها (۵)

چند وقت پیش نامزدم باخانواده رفته بودند مسافرت، یه روز لواشک...

کفپوش گرانول لاستیکی درجه۱ آسیافوم

بیشرف عالمی که بگی نه به اعدامواسه اینایی که پلیس رو تیکه تی...

♦️ ترامپ حکم اعدام یک نظامی آمریکایی را از طریق تیرباران امض...

♨️یمن: عملیات زمینی برای سعودی‌ها خودکشی است🔹سرتیپ «عابد الث...

♨️رویترز: فرماندار نیویورک به دلیل شیوع سرخک در این ایالت وض...

♨️اعلام وضعیت اضطراری برای بالگرد  ارتش تروریست آمریکا در من...

شکارچیان شگفت انگیز

୨୧ ───────── ୨୧ ♡ 𝑯𝑬𝑳𝑳𝑶, 𝑳𝑶𝑽𝑬𝑺 ♡ 𐙚 [ژورنال. Journal]...

قوی بمان‌چون همه چیز بهتر خواهد شد‌ممکن است امروز هوا طوفانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط