عشق ابدی

عشق ابدی 🍻

پارت ۷

ولو شدم رو تخت و خوابم برد

پنج ساعت بعد

ویو جینا :


یهو بیدار شدم دیدم ساعت شیشه ای خدا همیشه هرجا میرم دیر میرسم سریع رفتم یه دوش گرفتم و یه میکاپ لایت کردم و لباسمم پوشیدم ( عکس پست بعدی ) ورفتم سوار ماشنم شدم رسیدم به سوپر مارکت ماشینو پاک کردم و پیاده شدم دیدم جونگ کوک وایساده جلو ماشینش

جینا و جونگ کوک : چه خوشگل شدی
😂 😂

جینا و جونگ کوک : مرسی
(خندیدن)


جینا : ببخشید دیر کردم



جونگ کوک درماشینو باز کرد وگفت بفرمایید پرنسس

جینا : ممنونم شاه زاده
(خنده)


ویو جینا :



رسیدیم اونجا جونگ چشمامو بست و گفت سوپرایزه نباید ببینی
آروم آروم راه میرفتم که یهو پام به یه چیز گیر کرد و افتادم تو بغل جونگ کوک

ویو جونگ کوک :


وقتی افتاد تو بغلم احساس آرامش کردم و بیشتر عاشق شدم چشمامو باز کردم وقتی دید ذوق زده شد

جینا


وای چقد خوشگلههههه

ویو جونگ کوک



خیالم راحت شد و بعدش جلوش زانو زدم و حلقه رو گرفتم جلوش و بهش گفتم از اون موقع ای که دیدمت دلو دادم رفت با من ازدواج میکنییی


جینا : منم دوست دارم کیوت بلهههههه
لیلیی لییییی لی لیییییی( عروسی به راه است 😮 😂)

جونگ کوک


بعدش که اینو گفت حلقه رو دستش کردمو و گرفتم تو بغلم چرخوندمش

جونگ کوک : دوست دخترم چه خوشگلههههه


جینا : توهم قشنگییی منکه عاشق چشاتم


بعدش تو بغل هم رفتن و یک شب عاشقانه و ادامه دارد پارت بعدی رو شاید زود گذاشتم

بفرمایید 🦋 🦋


لایکو کامنت فراموش نشه خوشگلههه❤️❤️❤️


تهکوک
دیدگاه ها (۸)

اسلاید 2 لباس جینا

عشق ابدی 🍻 پارت ۸ویو جیناداشت...

عشق ابدی 🍻 پارت ۶ویو جونگ کوک...

مرسیییییی فرشته ی قشنگم ❤️❤️

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

part29 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گفتن که فردا صبح به مقصد می‌رس...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط