کاافیست صدایم کنی

کاافیست صدایم کنی
فرقی نمی کند
با صدایت با چشمهایت
با دستهایت
با عطر تنت
با تمام بهانه های قشنگی که در آغوشت
به خواب زده ای
کافیست صدایم بزنی
و من به جای تمام جان هاااا
عاشقانه در آغوشت بگیرم.
دیدگاه ها (۳)

من بر خویش تَنیدِه‌اماَبریشَمین مَحبسی از شعر، به نامِ توبشت...

این تواین هم چشمان من.....که می شود ناگفته ی لب های من...!حا...

دلت که گرفته باشد....تازه آغاز ماجراست.....قدم به قدم خاطرات...

زمین بهشت می شود :روزیکه مردم بفهمند - هیچ چیز عیب نیست جز ق...

«برای رزالین» تاریکی اتاق انگار نور امیدش را ربوده بود. خسته...

از طرف دختر شهید...دلنوشته ای به رهبر شهیدم و دختران صورتی ط...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁵ ات مشکوک: کوک بهت یاد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط